ايرج افشار
470
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
احمدى نمود . بعد از ورود مشاراليها به قلعهء كميز - كه از توابع رودان و محكمهء آن سامان است و قريب به دويست نفر حافظ و حارس و نگهبان داشت - محاصره نمودند . لازمهء مبارزت و مدافعة از طرفين به ظهور رسيد . بوم ششم جمادى الاخر سنهء 1270 بروج قلعه را هدف گلولهء توپهاى برق آثار و از يك جانب ابر مطير تفنگهاى نظام را بر حال قلعهگيان صاعقهبار نموده يورش برده تصرّف [ كردند ] و به كمند اقتدار بر شرفات تسخير آن قرار گرفتند . مستحفظين قلعه رجال ايشان را عرضهء شمشير ، نساء و عورات اسير گرديدند . غنايم موفور به تصرّف لشكر منصور درآمد . قشون مأمور بندرعباس روز هشتم همين ماه دو روز پس از تسخير قلعهء كميز بود وارد بندرعباس گرديدند . اعراب خوارج اولا عموم اهالى بندر را كوچانيده و به جزاير قشم و هرموز [ 54 ] فرستادند و امتعه و اقمشهء تجّار ايرانى را كه از بنادر هندوستان در جهازات خود ايشان حمل به بنادر ايران مىدادند به جزاير برده به حيطهء ضبط و تصرّف درآوردند . پس از در مدافعه برآمده به اندك كرّ و فرّى منهزم [ شده ] ، از بندر خارج و به جانب جزاير شتافتند . بندرعباس به تصرّف لشكر نصرت اثر درآمد . مؤيد الدّوله پس از استحضار از قصبهء لار حركت و به جانب بندر رهسپار گرديد . مدت پنجاه روز توقف فرمود و مهما امكن امورات آنجا را منتظم نمود . عباس خان همدانى با قليل سرباز شيرازى و قواى تفنگچى به محارست آنجا مأمور به توقف داشت و خود به جانب دار العلم شيراز عازم گرديد . چون اندك زمانى گذشت سيد سعيد خان كه در سواحل افريقا بود به مسقط مراجعت نمود . فصل تابستان هم رسيد و به سبب حرارت هوا لشكركشى اهالى ايران به آن ساحات به ظاهر مشكل به نظر مىآمد . پسر خود سيد ثوينى را با لشكرى گران و استعدادى شايان به تصرّف بندرعباس مأمور نمود . سيد ثوينى بعد از ورود به جزيرهء قشم شيخ عبد الرّحمن را [ 55 ] با جمعيّت قشمى با خود متّفق ساخته به بندر سرور كه يك فرسخ و نيم به بندر مسافت دارد به خشكى آمدند . مستحفظين بندرعباس قوّت توقّف و مدافعه در خود نديدند طريق فرار پيمودند . سيد ثوينى بلامانع به بندر درآمد به استحكام قلعه و حفر خندق و ساختن سنگر مشغول گرديد .